تبليغاتX
کلبه تنهایی من - شعری از ناصر اسیابانی

کلبه تنهایی من

" خورشید، آرزوی دیدن ستارگان را به گور خواهد برد. "

مث خوابیدن رو پشت بومای کاگلی

حال می دی به این دل خسته ی راه همدلی

مث صدای تاری تو این شبای مهتابی

می خونی و نمی ری تو خواب تلخ مردابی

نغمه ی مرغ سحری وقتی دلم می گیره

دل غربب و تنهام بی تو داره داره می میره

وقتی که می نویسم رو کاغذ احساسم

با قلم عشق نجیب از عطر و بوی یاسم

تو اولین صدای اون قلم نی هستی

که تو ردیف شعرام اومدی و نشستی

تو عطر یاس میون باغچه ی شعر و غزلی

تو این همه تلخیام تو تنها طعم عسلی

اون نصف سیبی که تو به من می دی همیشه

صدای زنگ مدرسه س که بی صداش نمی شه

اون پردهای توری اگه کنار بزنی

یه تیکه اسمونو توی چشام می بینی

می تونی تو اسمون تا هر جا عشقت کشید

پر بزنی تا بری به قصر شاه خورشید

نوشته شده توسط کامران |


با سلام به شما دوست عزیز
از اینکه به ما سر زدی خیلی ممنونم
اگه زحمتی نیست نظر یادت نره


HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

مرداد 1387

تیر 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385


Links

سياهپوش عشق
آب پرتغال
عباس معروفی
شهریاری ها
هنوز برام همونی همون نفس تو سینم...
ناصرآسیابانی
ساغر