تبليغاتX
کلبه تنهایی من

کلبه تنهایی من

" خورشید، آرزوی دیدن ستارگان را به گور خواهد برد. "

باز تنهاي تنها گوشه ي کلبه ي تاريکم
زانوي غم بغل کردم و مي گريم
و تو نيستي باز در کنارم، دست هايت کجاست؟
آن دست هاي مهربانت کجاست تا اشک هاي بي کسي ام
را عاشقانه پاک کند ، کجاست تا وجود تنهايم را امنيت بخشد؟
چشمانت کجاست؟ تا با آن شعله هاي گرمش سرماي زمستان غم را نابود کند
محتاجم به تو! مي داني؟ دست هايم بي دست تو چه کنند؟ مگر نمي گفتي تو
فاصله بين انگشتان انسان را خدا گذاشته تا با انگشتان يک عاشق پر شود
پس دستهايم تنهاست! مي داني؟ در دنياي تنهاييم چه کنم؟
بي تو!! بي پناه!! چه کنم؟
در اين شهر پر از ظالم که عاشق مي کشند بي تو چه کنم؟
از تو تنها آواي امنت را سرمايه دارم!آه اي روزگار بي رحم
آواي عشقم را نگير از من! دليل زنده بودنم را جدا نکن از من!
به يادم باش تنها سر پناهم! بگذار قاصدک ها برايم پيغام بياورند
مرا ياد ميکني هر دم! به يادم باش ...

نوشته شده توسط کامران |


با سلام به شما دوست عزیز
از اینکه به ما سر زدی خیلی ممنونم
اگه زحمتی نیست نظر یادت نره


HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

مرداد 1387

تیر 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385


Links

سياهپوش عشق
آب پرتغال
عباس معروفی
شهریاری ها
هنوز برام همونی همون نفس تو سینم...
ناصرآسیابانی
ساغر