تبليغاتX
کلبه تنهایی من

کلبه تنهایی من

" خورشید، آرزوی دیدن ستارگان را به گور خواهد برد. "

«خانه دوست کجاست؟»

در فلق بود که پرسید سوار.

آسمان مکثی کرد.

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید

وبه انگشت نشان داد سپیداری و گفت

نرسیده به درخت :

کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است

و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است.

می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می آرد.

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

دو قدم مانده به گل

پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی

و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد.

در صمیمیت سیال فضا خش خش می شنوی

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا جوجه بر دارد از لانه نور

و از او می پرسی خانه دوست کجاست

نوشته شده توسط کامران |


با سلام به شما دوست عزیز
از اینکه به ما سر زدی خیلی ممنونم
اگه زحمتی نیست نظر یادت نره


HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

مرداد 1387

تیر 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385


Links

سياهپوش عشق
آب پرتغال
عباس معروفی
شهریاری ها
هنوز برام همونی همون نفس تو سینم...
ناصرآسیابانی
ساغر